زیر بگیر بیست و چند سالگی ام را این سالهای ریخته در وان حمام را بشکن تمام آیینه های روبروی وجودم تا نبینم زخم های باز شده در صورتم را دود کن ریه ام را در سیگار های بهمن ات بگذار مست کند این دود حجم رفتنت را زیر بگیر آنچه که بود در فلسفه عشق مان زیر بگیر تن خودکشی شده در خیابان را دود و توهم نعشه در وجود من میرقصند قول میدهم کم نکنم این مصرف مواد را مصرف میکنم افسردگی با سرنگی آلوده تزریق میکنم هرشب افسردگی رفتنت را دوشهای سرد هرشب در میان هاله ی خون بگیر منبع
درباره این سایت